![]() |
![]() |
|
| دوست داشتن و با هم بو دن |
|
میدونی چیه یه نفر مثه من چطور میتونه بازم دردش و به هیچکس نگه...منی که از همه تودار تر بودم..منی که بین همه معروف بودم...واسه همه مشاور خوبی بودم و برای خودم هیچکس نبودم...منی که حرف پیشم میموند و کم میورد....دلم میخواد بازم یه بهانه گیر بیارم واسه گریه...میدونی خیلی پرم ....هیچ کار برام نکردی حد اقل یه سوزن بر دار بیار و کمک کن تا بترکم....
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سی ام آبان 1384ساعت 1:30 توسط عزیزدل برادر |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
به نام سردار عشق
|
| نوشته های پیشین |
|
آذر 1384 آبان 1384 |
| پیوندها |
|
کورش اهورا درویش روحی جون رامین خفن تنها الهام پریا بیتا درمورد غذا |
|
RSS
|